|
بیا که خوش اومدی | ||
|
پست ثابت :
اگه چیزی لازم داشتید یه سر به اين فروشگاه بزنيد. اجناس اين فروشگاه اصل بوده و در اين فروشگاه همه چي هست ( از شير مرغ تا جون آدميزاد ) حتما يه سر بزنيد . پشيمون نميشيد . [ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 15:45 ] [ اکبر ]
میگن اسلام ایران بده .
چه حرفا !!!!!! آقایون و خانمها دیگه چی میخواید از علمای اسلام . اونا که دارن هر کاری میکنن که به شما خوش بگذره حتی اگه حرفشون خلاف کتاب آسمونی باشه . چیه دوباره ژست گرفتی ؟؟؟؟؟؟ نمیخوام از اسلام تعریف کنم نه . اومدم یه خبر بهت بدم که اگه اهلش باشی برو حالشو ببر و اگه اهلش نیستی به دینداری ایرانیا بخند . میپرسی خبرم چیه ؟؟؟؟؟ صبر بده میگم خبر رسیده برخی از علما و مراجع عزیز کشورمون صیغه دختر بافهم و شعور رو بدون اجازه پدر آزاد کردن . دخترای ایرانیم که ماشاالله بزنم به تخته ( تق تق ) از تو شکم مادرشون بافهم وشعور به دنیا میان پس از همون بچگی میتونن صیغه آقا پسرای خوشکیل مشکیل بشن و .... . هییییییییییییییییییییی یادش بخیر . قدیما خانم بودن و آقا بودن چه حرمتی داشت . آقا این خبر موسقه و میتونید با یه سرچ تو گوگل بهش برسید . من به نوبه خودم از طرف آقایون و خانمای دخترباز و پسرباز از علمای بزرگوار که راه رو برای کم کردن عذاب وجدان بعد از عملیاتهای خونه خالی باز کردن تشکر کرده و برای این عزیزان آرزوی توفیق و سربلندی دارم . و خواهشمندم که اگه میشه یدفعه این جمله که برای صیغه باید جاری بشه رو هم در آینده حذف کنن تا آقایون و خانمها بتونن زودتر خودشونو به منگلشون برسونن . فقط یه نکته از این به بعد تو ازدواجاتون بیشتر دقت کنید چون امکان داره چند تا بچه بدون اسم درج شده در شناسنامه بیفتی وبال گردنتون . بعد هی بگید اسلام بده . فقط کافیه درخواست بدید به دوستان علما . اونا خودشون راه رو براتون باز میکنن . خدایا به امید تو . [ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 18:8 ] [ اکبر ]
صبحگاه: فرمانده: پس این سربازها کجان؟ معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند… . سلام سارا جان(زندگی محمد)….. سلام نازنین، صبحت بخیر عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر سلام نرگس سلام معصومه جان ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی… صبحانه: وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟ چرا کره بو میده؟ بچهها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه) فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید وا نه، لباسامون خاکی میشه … آره، تازه پاره هم میشه … وای وای خاک میره تو دهنمون … من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا … ناهار این چیه؟ شوره تازه، ادویه هم کم داره فکر کنم سبزی اش نپخته باشه من که نمیخورم، دل درد میگیرم من هم همینطور چون جوش میزنم فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید! بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟ برو خودت غذا درست کن والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمیکنم، حالا واسه تو … چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد بعد از ناهار فرمانده: کجان اینا؟ معاون: رفتن حمام فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازهها گم میشود… هوووو…. بی شعور مگه خودت خواهر مادر نداری… بی آبرو گمشو بیرون… وای نامحرم… کثافت حمال… (کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!) بعد از ظهر فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟ یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟ جوجه بدون برنج رژیمی عزیزم؟ آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم. شب در آسایشگاه یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟ فرمانده: بله بسیار زیاد! خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!! فرمانده میره تو آسایشگاه: وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو فرمانده: بلندشید برید بخوابید! همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟ واستا ناخونای پای فری جون لاکش تموم بشه بعد میریم. آره نسیم جون؛ صبر کن این یکی پام مونده فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی. سرباز: آخه گناه داره، طفلکی مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا! حالا به نظر شما خانمها باید برن سربازی؟؟؟؟؟؟ [ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 ] [ 15:20 ] [ اکبر ]
[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 19:26 ] [ اکبر ]
چه قدرعاشق هستید؟ عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ میدهد. برای خیلی از روانشناسها مطالعه این پدیده جالب است. بعضیها مانند استرنبرگ حتی نظریهای علمی درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد.
اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد میلنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و میخواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه؟
این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است که بیشتر برای دانشجوها کاربرد دارد .
![]() چگونه از این تست استفاده کنیم؟
عبارات زیر را بخوانید. معشوقتان را تصور کنید و نام معشوقتان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد ۷، اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶، اگر کمی موافق بودید عدد ۵، اگر عبارت را هم درست میدانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد ۴، اگر با آن کمی مخالف بودید، عدد ۳، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد ۲ و اگر بهطور کامل مخالف بودید عدد ۱ را جلو عبارت بنویسید. ۱) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. ؟
۲) او را خیلی جذاب میدانم. ؟ ۳) او نسبت به بیشتر مردم، عیبهای کمتری دارد. ؟ ۴) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام میدهم. ؟ ۵) به نظر من، او خیلی دلربا است. ؟ ۶) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. ؟ ۷) وقتی با هم کاری را انجام میدهیم، کار برایم خیلی خوشایند است. ؟ ۸)دوست دارم که او حتما مال من باشد. ؟ ۹) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت میشوم. ؟ ۱۰) خیلی وقتها به او فکر میکنم. ؟ ۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ؟ ۱۲) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. ؟ ۱۳) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. ؟ ۱۴) خیلی به او علاقه دارم. ؟ راهنمای نمرهگذاری: حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشتهاید، با هم جمع بزنید. * شمایی که بالای ۸۹ نمره آوردهاید، وضعتان خراب است. شما بدجوری عاشق شدهاید و اگر صادقانه به پرسشها پاسخ دادهاید، در عشقتان هیچ شکی نمیتوان کرد.
* اگر نمرهتان حول و حوش ۷۸ تا ۸۸ میچرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.
* اما اگر نمرهتان بین ۶۸ تا ۷۷ باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشقاید.
* کسانی که از ۶۸ پایینتر آوردهاند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.
* کسانی که از ۵۸ پایینترند، به هیچوجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیقشان را نگذارند عشق. [ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 11:51 ] [ اکبر ]
[ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 11:49 ] [ اکبر ]
... نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ... ولي بسيار مشتاقم ... كه از خاك گلويم سوتكي سازد ... گلوم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ... تا كه پي در پي دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ... تا بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را ... روزي كه بود نديدم....روزي كه خواند نشنيدم خدايا به من توفيق تلاش در شكست
همواره روحي مهاجر باش به سوي مبدا به سوي آنجا كه بتواني انسانتر باشي هر انسان كتابي است در انتظار خواننده اش. انها(دشمنان)از فهميدن تو مي ترسند.از گاو كه گنده تر نميشوي مي دوشنت و از اسب [ دوشنبه 14 فروردین1391 ] [ 20:43 ] [ اکبر ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||